يك مطلب آموزنده | بلاگ

يك مطلب آموزنده

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

توبه:توضيح مختصري در باره ي توبه همراه با داستاني مرتبط با آن

توبه ،در لغت به معني بازگشت از گناه است.علماي اخلاق براي توبه ي حقيقي،پيمودن سه مرحله را لازم شمرده اند:اول،دانستن اين كه گناهان،بين انسان وخالق او حايل شده است،يعني علم به آثار منفي گناهان و زياني كه از اين ناحيه بر گنهكار وارد مي شود،كه اين در واقع مرحله مقدماتي است.دوم،حالت پشيماني وشكستگي دل و رقت قلب است.سوم،عزم بر  ترك گناه در حال و آينده  و نيز تصميم به جبران گذشته،كه اين در واقع عمل به مقتضاي مرحله ي دوم است.همان گونه كه هيچ بنايي بدون پايه و ركن نخواهد بود،توبه نيز داراي اركاني است كه وجود و تحقق آن،بدون اين اركان ممكن نيست.اين دو ركن عبارتند از:((ندامت و پشيماني از گناهان وتقصيرات گذشته )) و((عزم به عدم بازگشت به سوي آن براي هميشه)).توبه،مراتب مختلف دارد مثلاً توبه ي عوام ،توبه از گناهان است و توبه ي خواص،توبه از توجه به غير خداست و توبه ي اولياء و انبياء از آن است كه آنچه را سزاوار مقام ربوبي است به جاي نياورده اند و در اداي حق الهي كوتاهي كرده اند.توبه، نخستين مقام از مقامات اهل دين و كليد استقامت اهل ايمان و سرآغاز تقرب به پروردگار عالميان است و ستايش آن عظيم و فضيلت آن بسيار است.

داستان:توبه ي شعوانه

روايت شده است در بصره زني بود به نام شعوانه كه مجلسي از فسق و فجور منعقد نمي شد كه او در آن حضور نداشته باشد.روزي با جمعي از كنيزان خود در كوچه هاي بصره مي گذشت و به در خانه اي رسيد كه از آن فغان و خروش بلند بود.گفت سبحان الله در اين خانه غوغايي است.كنيزي را براي گرفتن خبر به اندرون فرستاد.كنيز رفت وباز نگشت.كنيز ديگري را فرستاد.آن نيز رفت و نيامد.ديگري را فرستاد و به او تاكيد نمود كه زود برگرد.كنيز رفت و برگشت وگفت:اي خاتون!اين غوغاي مردگان وماتم زدگان است.اين ماتمِ بدكاران وعاصيان و نامه ي سياهان است.شعوانه اين را شنيد و گفت:بايد خود بروم وببينم كه در اين خانه چه خبر است،چون به اندرون رفت،واعظي را ديد كه در آن جا نشسته و جمعي در دور او گِرد آمده اند. واعظ،ايشان را موعظه مي كند و از عذاب خدا مي ترساند و ايشان همگي به گريه و زاري مشغول مي باشند.شعوانه،هنگامي رسيد كه واعظ،اين آيات را تفسير مي كرد:

((  إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِیدٍ سَمِعُواْ لَهَا تَغَیُّظاً وَزَفِیراً وَإِذَآ أُلْقُواْ مِنْهَا مَكَاناً ضَیِّقاً مُّقَرَّنِینَ دَعــَوْاْ هُنَالِكَ ثُبُوراً)).

يعني:((چون آتش دوزخ آنان را ازمكاني دور ببيند خروش وفرياد وحشتناك دوزخ را به گوش خود مي شنوند و چون آن كافران  را در زنجير بسه به مكان تنگي از جهنم در افكنند،در آن حال همه فرياد واويلا از دل بر آرند)). 

شعوانه چون اين سخن را شنيد ،بسيار متاثر شد.گفت اي شيخ!من يكي از روسياهان درگاهم،آيا اگر توبه كنم،حق تعالي مرا مي آمرزد؟واعظ گفت:اگر توبه كني،خداي تعالي تو را مي آمرزد ،اگر چه گناه تو مثل گناه شعوانه باشد.او گفت اي شيخ ، شعوانه منم ،آمده ام كه بعد از اين ، گناه نكنم . آن واعظ گفت:خداي تعالي ارحم الراحمين است و البته اگر توبه كني آمرزيده شوي. پس شعوانه توبه كرد و بندگان و كنيزان خود را آزاد كرد ، گوشه ي خلوت را برگزيد ومشغول عادت پروردگار شد.  دايم به رياتو راز ونياز مشغول بود ، به نحوي كه بدنش گداخته شد و به نهايت ضعف و نقاهت رسيد. روزي به بدن خود نگريست و خود را نگريست وخود را بسيار ضعيف ونحيف ديد.گفت:آه ! آه ! در دنيا به اي نحو گداخته شدم. نمي دانم در آخرت حالم چگونه خواهد بود. ندايي به گوش او رسيد كه:دل خوش دار و  ملازم درگاه ما باش،تا روز قيامت ببيني حال تو چون خواهد بود. 

منبع:كتاب اخلاق از ديدگاه قرآن و چهارده معصوم(ع)

(توضيحات،آيات،احاديث و داستانهاي آموزنده)

مولف:احمد اميري پور

منتظر نظرات ارزشمند شما درباره ي اين مطلب هستيم!

 

 

یک مطلب اموزنده,یک مطلب زیبا و آموزنده,...
نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 6:20