خيره به جبهه ها بود، دو چشم آن كبوتر
با آن دو بال سفيد، شد عازم يك سفر
راه همان سفر بود، راهي به سمت دريا
مقصد اين سفر را، خريد به كلّ دنيا
پناهگه كبوتر به روي سرو دين بود
به روي تاج ميهن، اين نوجوان نگين بود
پرچم كشور ما، با جان او عجين بود
وجود او سپهري، پُر ايمان و يقين بود
باريد ز ابر جانش، باراني از رشادت
نوشيد با ميل و رغبت، شهد گل شهادت
اين دفعه او پر كشيد، به منزل هر عاشق
روييد ميان خونش، سيزده گل شقايق
شعر نوشته شده توسط سارینا محمدی
هرگونه كپي برداري از متن شعر بدون ذكر نام نويسنده و منبع ممنوع و از نظر شرعي حرام مي باشد
برچسب:
نویسنده: پارسا حیدری